خلاصهٔ این اثر دربارهٔ آتشِ پاییزی است که در میان برگهای زرد و خیسِ بارانِ آرامِ عصر شعله میکشد و در سکوتِ جنگلِ خاموش، داستانِ انسانهای گمشده و آرزوهای بر بادرفته را به زبانِ نمناکِ نور و دود روایت میکند. شخصیتها در لابهلای صدای باد و زمزمهٔ برگها به دنبال رهایی از ناامیدیاند و با هر شعلهای که بالا میگیرد، گذشتههایشان روشنتر و آیندهشان مبهمتر میشود. این رمان با تصاویرِ زیبا و توصیفاتِ عمیقِ عاطفی، پیوندِ انسان با طبیعت و شوقِ زندگی را در برابر آتشِ تخریبِ زمان به تصویر میکشد.