شینایچی کُش به دوران کودکیاش با تاناکا یوکینو نگاه میکند. یوکینو به اعدام محکوم میشود. او به آپارتمان دوستپسر سابقش رفت و همسر و فرزند او را به آتش کشاندند. شینایچی به دوست قدیمی خود مشکوک است و میپذیرد که او بیگناه است و میخواهد یوکینو را نجات دهد و با افرادی که او را میشناختند به ازای خانوادگیاش ملاقات میکند. این داستان بر پایه رمان «روزهای بیگناه» اثر کازومسا هایامی است.