کان مانای یک روانشناس مشهور است که به خاطر تخصصش در این حوزه شناخته شده است. او یک مجرد تمام عیار است که با زنان رابطه دارد اما به ندرت عاشق میشود. اما پس از اولین ملاقاتش با دورو، به شدت مجذوب او میشود و به حدی که خانهای در کنار خانه او میخرد تا به او نزدیکتر شود. تا زمانی که همسایه جدیدش به آنجا میآید، دورو با دوستپسر موسیقیدانش، دنیز، به خوشی زندگی میکند. بازیهای ذهنی کان باعث میشود که او شروع به سوال کردن درباره رابطهاش کند، هرچند که از تمام نقشههای کان بیخبر است. در همین حال، گروهی از شخصیتها - بیلگه، یکی از دانشجویان کان؛ اوزگه، یک خبرنگار که در حال کار بر روی یک افشاگری درباره روانشناس مشهور است؛ و البته دنیز - زندگیشان به خاطر تعقیب دیوانهوار عشق توسط مانای برای همیشه تغییر خواهد کرد.