یات گور (یِت گور) چاک کُن-یِت، ون جِی هاو چِینگفا و یی جای ناوگهاو از کودکی شاگرد استاد سِتو سینگ بودهاند تا دروغها و تردستیهای کازینویی را بیاموزند. یت و فا در کنار هم رفتهرفته به یکدیگر علاقهمند میشوند اما رقابت آنها را از هم جدا میکند و تماس آنها را قطع میکند. برای افشای خنثیسازی عامل نفوذ، ثروتمندان کازینویی به نام فوک چون-سینگ با سِتو همکاری میکند تا به یت و هاگو مأموریت مخفی بدهد و این امر منجر به دیدار دوباره با فا میشود. هر یک از آنها دارای مهارتهای منحصر به فردی هستند و به تدریج در مییابند که عامل نفوذ ممکن است دستیار راست فوک، همراز یوئوت-وای یا یکی از رقبای آنها باشد. اما هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست. برای درک این که چرا فوک پدرش چیانگ تین-لینگ را بیست سال پیش کشت، یت به گروه چونسینگ نفوذ میکند و ضربهای مهیب به کازینوی بحرانزده وارد میآورد. این امر به دشمنی بین خواهران و برادران منجر میشود، قطع کامل رابطهٔ استاد و شاگرد و اختلافات جبرانناپذیر میان پدر و پسر.