پس از فارغالتحصیلی، شخصیت اصلی ما، یسنیا، رویای کار کردن با رودین مگلیند را دارد. او مردی مرموز و رازآلود است، یک محقق تنها که اطلاعات کمی درباره روشهایش وجود دارد. وقتی یسنیا به عنوان کارآموز او تبدیل میشود، شروع به درک این موضوع میکند که جوهره روش او خود مگلیند است - که شبیه یک مانیاک است. او به طور غریزی آنها را حس میکند. به او اجازه داده میشود که برخی از آنها را از بین ببرد، به دیگران رسیدگی کند و جانشان را نجات دهد. قهرمان ما که هرگز قرار نبود به تنهایی کار کند، به تنهایی به سمت بدترین جنایات دهه گذشته میرود.