عصر شیاطین آغاز شده است. دکتر فاوست این ظهور شر را پیشبینی کرده است. متأسفانه او به شدت بیمار است و نمیتواند به طور مستقیم با این تهدید قریبالوقوع مبارزه کند. فاوست پسری جوان به نام شیگو یامادا را مأمور میکند تا مسئولیت ریشهکن کردن این شر جدید را بر عهده بگیرد. فاوست لکنتی روی پیشانی شیگو پیدا میکند که نشانه این است که او قهرمان شیطانستیز منتخب است. فاوست از جهنم آنچه شاید تنها امید بشریت برای بقا باشد را احضار میکند: دیوی کمتر از خوشحالکننده به نام میفیستو برخاسته میشود. با امضای پیمانی خونین برای نجات انسانها، شیگو و میفیستو عازم نبرد با دنیای فوق طبیعی میشوند.