با فرار از ازدواج اجباری با مردی که دوست ندارد، این-هی با جیهیوِن، موسیقیدانی که گنج گرانبهایش تنها ساکسوفون پدر مرحومش است، آشنا میشود. آنها در طول سالها با هم آشنا میشوند و آرام آرام به هم دل میسپارند. این-هی به کسبوکار رادیو میپیوندد و برای مستقیم کردن زندگیش با جوان-بین، مأمور ملی کره که از دولت ژاپن در اشغال کره پشتیبانی میکند، روبهرو میشود. در حالی که حرفه موسیقی جیهیوِن رو به رشد است، متوجه میشود که جوان-بین همان مردی است که سالها پیش پدرش را کشته بود. با بالا گرفتن تنشها، جیهیوِن به کارهای سخت در یک معدن زغالسنگ در ژاپن فرستاده میشود. با شکست ژاپن در جنگ جهانی، جیهیوِن با خشم به خانه بازمیگردد تا زندگیاش را که به هم ریخته است، دوباره بسازد.