جمال، ماجراجوی خوش قیافه، باهوش و با اعتماد به نفس که از کازان به مسکو فرار کرده و از پدر عشق سابقش پنهان شده است. در پایتخت، این قهرمان عاشق با تجربه به سرعت جایی پیدا میکند که در آن به او پیشنهاد میشود تا استعدادهایش را به صورت "صنعتی" به کار گیرد: او توسط مدرسه معروف روابط "ایگوئیستها" استخدام میشود. و اگر برای مدیر، والریا شامینا، این فرصتی برای کسب درآمد زیاد است، برای بهترین متخصص او - کارآفرین و روانشناس عملی، النا استروفسکایا، جمال به یک مشکل واقعی تبدیل میشود.