یک سیاهچاله ناشناخته، پر از هیولاها و تلهها. یک دزد ماهر، در جستجوی پدر گمشدهاش. وقتی کلی به عمق سیاهچاله نفوذ میکند، عمیقتر از هر ماجراجویی که تا به حال رفته، از سوی نگهدارنده سیاهچاله شغلی پیشنهاد میشود! حالا به جای کاوش، کلی باید یاد بگیرد چگونه با هیولاهای جدید مصاحبه کند، تلهها را تنظیم کند و لجنها را در اطراف سیاهچاله قرار دهد. آیا این مسیر شغلی جدید او را به پیدا کردن پدرش نزدیکتر خواهد کرد؟