سزار یک وکیل موفق است که در ماربلا، پایتخت مافیا جهان، زندگی میکند. خوشتیپ، ثروتمند، لذتجو، خودخواه، جاهطلب و obsessed با شبکههای اجتماعی... او میداند که برای حفظ وضعیت خود باید بهترین در دادگاه باشد و مردی که همه او را در مهمانیهای پرهیجان ماربلا میشناسند، جایی که گروههای جنایی متعدد کسب و کار خود را انجام میدهند. آنها در سواحل کستای دل سول فعالیت میکنند. سزار به خوبی میداند که برای اینکه در زندگی مشکلی نداشته باشد، باید با همه دوست باشد و هرگز خطوط خاصی را رد نکند. اما زمانی که کمتر انتظار دارد، متوجه میشود که در چشم طوفان است و کسی که به وکیل نیاز دارد تا او را نجات دهد، در واقع خود اوست.