دَیزی اوبراِن دختر عادیِ رویاپردازی برای کار موسیقی است. والدینش خونآشام هستند و طبق سنت خانوادگی باید در روز تولد شانزدهم تصمیم بگیرد که خونآشام بماند یا خیر. در آن روز، دَیزی تصمیم میگیرد Human بماند تا با عشقش، مکس، همسایه و همکلاسش زندگی کند. اما همان روز، حادثهای مهلک زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. پزشک به والدینش میگوید که او دیگر زنده نخواهد ماند. بنابراین والدینش تصمیم میگیرند او را گاز بزنند تا زنده بماند و این امر دَیزی را به یک خونآشام تبدیل میکند. از آن لحظه، دَیزی زندگی دوگانهای با ریسکهای فراوان را پیش میگیرد: باید به مدرسه انسانی برود، هویت خود را پنهان کند، و همچنین به مدرسه خونآشامها رفته و کلاسهایی برای خونآشامهای تازهعضو بگذراند.