این روایت درباره آرتر نیکتین، نوه یک عضو Politburo، فردی خودشیفته و حقناپذیر است که به دلباختگی نسبت به بالهنمایی جوان و بااستعداد به نام اکسانا لپینا گرفتار میشود. آرتر با هدایا و پُزهای گرانقیمت سعی میکند توجه او را جلب کند، اما اکسانا از فاصله خودداری میکند. در نهایت او به تجاوز جنسی نسبت به اکسانا اقدام میکند. اکسانا بیانیهای به دفتر دادستانی ارائه میدهد و در برابر تهدیدهای تحقیقات، نفوذ آزارگر و از دست دادن آبرویت مردم کوچک نمیشود و با شجاعت از حقوق و امنیت خود دفاع میکند.