در آستانه جنگ جهانی دوم — بازیگوشی به نام ایان فلمینگ از سایه جنگ قریبالوقوع بیپرواست — دنبال زنان است، کتابهای کمیاب جمعآوری میکند و از ثروت خانوادگیاش زندگی میگذراند. همیشه در سایه برادرش پیتر است و برای مادر قدرتمندش ایو ناامیدکنندهای همیشگی محسوب میشود. فلمینگ آرزو دارد مردی «نهایی» شود — قهرمان، عاشق، بیرحم و کسی که همیشه دختر را به دست میآورد. وقتی توسط مدیر استخبارات دریایی برای کمک به مبارزه با آلمانها جذب میشود، ناگهان فرصت درخشش و نشان دادن ارزشش را مییابد.