دختری یتیمِ نُهقانِه تایلندی-چینی-مالی به نام بانگا با مادربزرگش کیملوآن زندگی میکند و با استخراج لاست در سوی جنوبی امرار معاش میکند. متأسفانه مادربزرگ توسط رئیس وینگ فریب میخورد تا وام را امضا کند و بانگا را به عنوان وثیقه ارائه دهد. وقتی بانگا قرار است معشوقهٔ وینگ شود، فرار میکند و با قطار به استان پاتانی میرسد و با اولین عشق خود، تاوان، آشنا میشود.