تپئی شیمورا از کودکی با پدر پلیسش که در ماراتنها با دوچرخه همراه بود، رویای دوی ماراتن را در سر داشت. پدر او کارش را از دست داد و ناپدید شد. تپئی با تأثیر دوست دوران کودکیاش یوچی تصمیم گرفت پس از دبیرستان پلیس شود و در آکادمی پلیس پذیرفته شد. اما به گروهی از مددجویان تقسیم شده است که هر روز فقط توسط معلم کمکی به نام رایوآتسوکی میساکی برای تمیزکردن محوطه آکادمی آموزش مییابد. ده نفر هستند و هر روز تنها با یکدیگر همکاری میکنند.