آماندا مونتهورده جوان پس از از دست دادن مادر و برادرش باید از سه خواهر کوچکترش مراقبت کند. برای فرار از گذشتهی طوفانی به شهری کوچک به نام نووا اسپرنسا میرود که وارد صنعت نفت میشود و در آنجا با سه مرد روبهرو میشود: سانتاکی کاراکا که دوست وفادار و عشق بیگناه اوست؛ پابل آگیلار که دیوانگی و اشتیاقش را به او میدهد و در نهایت دون رافائل اوریتا که قدرتمندترین مرد شهر است و تلاش میکند او را به چیزی جز ملک خود تبدیل کند. آماندا برای یافتن آینده و شادی در روستا باید رشد کند و در کافهای به نام «لاس ۴ پ» سعی میکند تا با موسیقی، مشروبات، رقص و زنانِ همراه، امنیتی برای خود و خواهرانش بسازد؛ گاهی اما سرنوشت او را به سوی مردی واحد میکشاند: شوهری که صاحبش میشود.