بن داناوان، مدیر خودخواه یک ورزشگاه دومینوی سن دیگو است که در روز تولد ۴۰ سالگیاش شروع به ارزیابی مجدد زندگیاش میکند. در کنار او، رئیس و مالک ورزشگاه، کریستال، که جذاب، قدرتمند و بسیار غیرقابل پیشبینی است؛ آلیس، مدیر بازاریابی دوستداشتنی و پسر بچهای که دوست و همخوابگی بن است؛ آلونزو، بازیکن سابق بسکتبال، خوشچهره و به طرز باورنکردنی خوشحال؛ دستیار بن، هدر، زیبا و شیرین اما ترسناک زیرا یک بار دوستپسرش را آتش زده است؛ پسر کریستال، رومن، با چهرهای شیرین و بیخبر و جدیدترین کارمند بن؛ و یک گروه عملیات بیچاره که بن بهطور جمعی به آنها "استیوها" میگوید.