میساکی کانون دختر جوانی است که با آرزوهایی برای تبدیل شدن به یک خواننده به شهر بزرگ میآید. در ابتدا همه چیز خوب پیش میرود، او عاشق میشود و به سوی رویاهایش تلاش میکند. اما سپس دوستپسرش به او خیانت میکند و کانون به مردم و رویاهای خود بیاعتماد میشود. زمانی در گذشته، در روستای کوهستانی دورافتاده که دایمایین در آن آرام دارد، او آوای دعای خود را میخواند. حالا باید دوباره آهنگش را بیابد تا خودش را پیدا کند و شاید دنیا را هم نجات دهد. مردی اسرارآمیز از روستا به دنبال اوست تا به او و همرزمانش کمک کند وقتی زمان مناسب فرا برسد.