در ناحیه چرِتانوو که به هجومها و جاذبههای دورهای شهرت دارد، خود ارباب تاریکی ناگهان ظاهر میشود. او نقشههای عظمتبخشی دارد، اما برای اجرای آنها به کمک فرزندش، صافی فروشگاهی، که سؤالات فراوانی از پدرش دارد، نیاز دارد. خداوندگار تاریکی قدرتیترین روابط را با بستگان زمینی میسازد تا طرحهایش را عملی سازد و به بشریت درسی بیاموزد.