لوک تنها پسر هـــیـشانس نارونات و بانوی سِری است. وقتی پدرش زنی دیگر را به خانه آورد، لوک به تحصیل در خارج فرستاده شد. زن دیگر خُن کِی است، یکی از همسران پدرش، و حالا برادر کوچکش بنام پیمارن را دارد. پس از مرگ پدر، عالیجناب مادر او برادر از مادر دیگر را به تحصیل با او فرستاد و لوک به تحصیل جدی روی آورد و به پیمارن نیز محبت و مراقبت زیادی کرد. سپس مادرش، عالیجناب، بشدت بیمار شد و قبل از درگذشت همه چیز را به خُن کِی سپرد...