جون هیوک موسیقیدانی نامحبوب است که زندگیاش به بنبست رسیده است. او قبلاً رابطه خود را با خواهر بزرگترش، جون هی، قطع کرده بود وقتی فرزندش مقابل چشمش ظاهر شد. پسر عمویش پس از جدا شدن مادرش از پدرخواندهٔ خود، به اختلال وسواس فکری-جبری مبتلا شد. جون هیوک پسر عمویش را در آبرده و از او مراقبت میکند. جون هی پس از سیزده سال ازدواج با شوهر جسمی آزاردهنده از همسرش طلاق گرفته و در آپارتمان ارزانقیمت کوچکی ساکن شده و اکنون با از دست دادن حضانت فرزندش به دست پدرش و مادربزرگش روبهرو است.