ایپک گوموشچی یک خانهدار متعهد است که هرگز در زندگیاش کار نکرده است. او زندگی خوشی و مرفهی را با پسر 10 سالهاش و همسرش که اولین عشقش بود، میگذراند. ایپک دارای مدرک روانشناسی است و بزرگترین سرگرمیاش استفاده از مهارتهای کارآگاهی آماتور خود برای کمک به دوستانش است.
یک روز، زندگی شاد ایپک به هم میریزد. با یادآوری اینکه شوهر بهترین دوستش نازلی در حال خیانت است، او شروع به تحقیق در این مورد میکند و در میانه یک پرونده قتل قرار میگیرد که توسط بازپرس ارشد شاهین کارا رهبری میشود. شاهین و ایپک غریبه نیستند و به سادگی نمیتوانند یکدیگر را تحمل کنند. در همین حال، با پیشرفت تحقیقات، این دو سرنخهایی به یک سازمان خطرناک با ارتباطات شوم حتی به شوهر ایپک پیدا میکنند.