ماما در دو هزار سال عمر میکند. سالها است که پیر نشده، بیمار نشده و نمیمیرد. پس از بارها تلاش برای جاندادن به خود و با وجود شکستهای مکرر، ماما در نهایت هنگام یافتن عشق زندگیاش در طول یک سال با استفاده از رازی روشن میشود که میتواند پیر شود و بمیرد اگر عشقش را پیدا کند. اما چهار گزینه وجود دارد: تاوین—رئیسدفتری مهربان و کوشای او، خون پروم—بزرگترین مشتری شرکتشان، کامپان—پسری جوان و شیرین، مو تود—پس مرد تازهنفس و شیک. چهار گزینه و یک سال فرصت برای یافتن عشق زندگیاش. اما کدامیک درست است؟