داستانی درباره پیگیری شجاعانهٔ عشق دو نفر از روزهای دانشجویی تا آغاز برخاستن در محیط کار و دنبال کردن رویاهایشان با هم. سال آخر شیان لینگی با تابش، و سال آخر جونگ ژنگهان در وضعیت پرخطر است. جونگ ژنگهان برای کسب درآمد هر کاری میکند و در نهایت استاد خصوصی شیان لینگی که هنوز نخستین برخورد وحشتناکشان را به یاد دارد، میشود. وقتی عشق نخستینبار در آنها شعلهور شد، شیرین و خالص بود. عشقای است که دوست دارید به جهان اعلان کنید، اما پس از امتحاناتشان احساساتشان واضحتر شد. همانگونه که آرزو داشتند، شیان لینگی و جونگ ژنگهان به یک دانشگاه واحد راه یافتند. از جوانی تا بزرگسالی، از مدرسه تا کار، از یونیفرم مدرسه تا لباس عروسی، آنها یکدیگر را به عنوان رفیق طول عمر دارند.