خودشیفته و اجتماعی به مدت چهل ساله، یانگ هاو تین، پرستار خانگی است که به بیماران با مشکلات مزمن در خانهها مراجعه میکند و تیم پزشکی او متشکل از لیو شِوِن، پرستار و دکتر فانگ یی تینگ است. علاوه بر مسائل پزشکی بیماران، درگیر مسائل خانوادگی آنها میشود که یی تینگ آن را به عنوان رفتار غیرحرفهای نکوهش میکند. زمانی که ژانگ شیویا، عضوی زیباروی خانواده یکی از بیماران هاو تین به او علاقهمند میشود، یی تینگ او را تمسخر میکند در حالی که شیوِن به او میگوید زیاد به آن فکر نکند. با این حال، همکارانش بدون اینکه بدانند به او علاقهمند شدهاند. یی تینگ با استانداردهای بالای خود در تعارض است و اعتراف شیوِن مبنی بر اینکه او نیز هاو تین را دوست دارد را میبیند. همزمان، شیوِن برای یافتن اینکه برادر کوچکتر هاو تین، هاو ران، همان پسری است که قبلاً او را ترک کرده بود، شوکه میشود. یی تینگ با شکایت روبهرو میشود زمانی که یکی از بیمارانش فوت میکند اما هاو تین تقصیر را به گردن میکِشد تا او بتواند از دغدغههایش عبور کند و عشقش را به او ابراز کند.