وقتی کو شیان دختر کوچکی بود به پدرش که خارج از کشور کار میکرد نامههای دستنویس مینوشت و دریافت این نامهها و هدایایش بزرگترین خوشی او بود. بنابراین ارتباط دوربردش با دوست پسرش کلبِ است از طریق پست پستی را حفظ میکند. این توضیح میدهد که او چگونه دفعات زیادی به اداره پست میرود. همان مکانی که سرگذشت با سرنوشتش در هم آمیخته است- طراحی داخلی آزاد Zhang Shao Qi. کِلبِ بالاخره به خانه برمیگردد. اما بیقراری کو شیان باعث ناراحتی زیادی بین آنها میشود و به جدایی میانجامد. اگرچه اشتیاقی به کو شیان دارد، Shao Qi او را ترغیب میکند که به کالب برگردد زیرا قلب او هنوز با اوست. کالب دوباره کو شیان را میپذیرد. اما احساس از دست رفتگی غیرقابل توضیحی هنگام بازگشت او به کنارش بر او غلبه میکند.