کاشاو مینادوکی آشپز امیدوار است خانه را ترک کند و کِشکته خود را باز کند. در حالی که در فروشگاه جدیدش را میگشاید، میفهمد دو نیكو از خانوادهاش همراه او آمدهاند و در کارتنها مخفی شدهاند. پس از اینکه دو نیكو از او میخواهند بمانند و با او زندگی کنند، سه نفر با هم به مدیریت فروشگاه خودشان، لا سُلول، میپردازند. در طول داستان، کاشاو چند بار از خواهر کوچکش شویگوره و چهار نیكو دیگر که از خانوادهشان محسوب میشود، دیدار میکند.