وارثه ثروتمند، ماریای سوروکینا، پس از بحث با شوهرش ناپدید میشود. بوِرسی نویسکی، رئیس ایستگاه پلیس، این پرونده را به کارآگاه جوان، اینترن دیروز، آلینا نویوینسکایا، دختر او میسپارد. متوجه میشویم که یک مانیاک که زنان جوانی که مانند ماریا به نظر میرسند را خفه و صورتی میکند در شهر فعالیت میکند. جست و جوی ماری با شوهرش، مارک، و آلینا را با هم میآورد. هفت سال بعد، آلینا و مارک خانوادهای قوی دارند. اما روزی مارک به مأموریتی کاری میرود و در آنجا با زنی که شبیه به همسر مفقودش، ماریا، است، روبهرو میشود و احساساتی که دوباره بر او چیره شدهاند را نمیتواند مهار کند و آلینا را برای زنی که اینقدر به همسر دیرینهاش شبیه است ترک میکند. در همین حال، قتلهای زنان جوان در شهر دوباره آغاز میشود - یک مانیاک مرموز که همه او را فراموش کردهاند دوباره شکار میکند. آلینا که توسط شوهرش ترک شده است به کار در ادارهٔ پلیس باز میگردد و جستوجوی یک مانیاک را آغاز میکند که او را به کشف شوکهکنندهای میرساند.