داستان یاسمین در آلمان آغاز میشود و به فراز و فرودهای زندگی میرسد. او اما از زندگی نمیترسد و موفق میشود وارد دانشکده حقوق شود. اکنون هم همزمان مطالعه میکند و هم کار میکند. هدف اصلی او در زندگی گرفتن حضانت بر برادر ناشنواش است که در یتیمخانه بزرگ شده است چون پدرانشان متفاوتند. از سوی دیگر، او برای عمل جراحی برادرش مورات پول پسانداز میکند. جِم پسر بزرگ دو فرزند از خانوادهای متمول است. در کودکی شاهد رویدادی بوده که مادرش بکیس و پدرش را از هم جدا کرده و زندگیشان را مختل کرده است. مردی موفق و درخشان در تجارت است، اما به زنان سرد و دور است به دلیل اتفاقات گذشته. زندگی یاسمین و جِم با رویدادی که در شب تأسیس شرکت جِم اتفاق افتاده است، تقاطع میکند. دو قلب شکسته، دو روح زخمخورده. عشق یخزدهای که در میان اسرار تاریک، جاهطلبیها و نقشهها شکل میگیرد. عشقی که غرور را خواهد شکست؟