«ستارگان شهابسنگی» داستان دو دوست در اواخر سی سالگی است که زندگیهایشان مسیرهای متفاوتی را طی کردهاند. بیست سال پس از انحلال گروهشان و پژمان رویاهای قرارداد استودیویی که محو شده بود، این دو مرد دوباره با هم مواجه میشوند. آنها اکنون در جهانهای بسیار متفاوتی زندگی میکنند که از لحظه ظهور دا نیل حسود که به درگاه معلم ریاضی ژاک میآید، در برخورد با هم در کانون خانواده در هم میریزد. دا نیل با آرامش به دوست قدیمی خود میگوید تنها شش ماه برای زندگی مانده دارد. مسافر خانهنشین در حیاط ژاک جای خود را در روال منظم خانه میکارد. با این حال، با شیطنت از فرصتها بهره میبرد تا دنیاهای آرام خانواده را به هم بریزد. این مجموعه داستانی از دوستی است—اگر چه اغلب پرتنش—که ارزشهای ثبات و آزادی را با طنز قطبی میکند و ما را تا پایان میخندانَد.