زنی مرموز به شهر ترینیداد میآید تا گذشتهاش را بیابد. پس از سالها زندان به جرم جرمی که مرتکب نشده است، بیوهٔ زیبا آلیسیا گواراگالیدا به بازپسگیری پسردوقلوهایش بازمیگردد که توسط مادربزرگشان، پرفکتا آلباراسیان، بزرگ میشوند. پرفکتا تصمیمی برای واگذاری نوهها بدون جنگ ندارد و پسرش دیگو بلانکو را برای کمک فرا میخواند. در نبردی بین دوطرف برای به دست آوردن دو پسر باهوش و دارای قدرتهای جادویی، آلیسیا و دیگو عاشق هم میشوند بدون آنکه از پیامدهای تاریک رابطهشان خبر داشته باشند.