فردی موریس finalmente از خانه پر سر و صدای زنانی که در آن بزرگ شده بود فرار کرده است. او به عنوان سرآشپز در یک رستوران مد روز شیکاگو موفقیتهایی به دست آورده و آماده است تا عشق و همه چیزهایی که زندگی مجردی ارائه میدهد، از جمله وقت گذرانی با بهترین دوست و همسایهاش، کریس، را تجربه کند. متأسفانه، یک مشکل کوچک وجود دارد: پس از مرگ برادر بزرگترش و فروپاشی ازدواج خواهرش، فردی با قلبی خوب، خواهرزاده impulsive خود، خواهر عملیاش با دختر 13 سالهاش و مادربزرگ عصبانیشان را که به انگلیسی صحبت نمیکند و فقط به اسپانیایی پاسخ میدهد، به خانهاش آورده است – هرچند که او هر کلمه را میفهمد. اما در حالی که اعضای این خانواده غیرمتعارف ممکن است صبر فردی را بیپایان آزمایش کنند، آنها همچنین از یکدیگر حمایت و مراقبت میکنند، درست مانند همیشه. حالا تنها کاری که فردی باید انجام دهد این است که بفهمد چگونه میتواند سبک زندگی مجردی موفقش را در خانهای پر از استروژن حفظ کند.