پیر شامربلند به عنوان روزنامهنگار در یک روزنامه بزرگ کار میکند و در قلب محله پرطرفدار پلاتو مون-رُوال زندگی میکند. برادرش فرانوا شامربلند، بازیگر جوانی با استعدادی محدود، همچنان به رویاپردازی درباره روزی که استعداد «شگرف» او بالاخره شناخته شود، ادامه میدهد.Robert Gascon، بهترین دوست فرانوا، نوجوانی دائمی سیساله با پیشینه مبهم است و روی بند جامعه زندگی میکند. در نهایت، آناایس فانتون، دوست پیر، طراح گرافیک مستقل بااستعداد، با شخصیت قویاش موفق میشود جایگاه خود را میان سه مراقب به دست آورد. هرچند پیر و آناایس به بلوغ رسیدهاند، اما هنوز با هم زندگی نمیکنند. آنا ایس آپارتمان خودش را دارد و پیر با فرانوا و روبرت در لانگ خود را به اشتراک میگذارد زمانی که دیگریها مایل باشند فضای بیشتری بدهند. شخصیتهای پلاتو همچنین محل دیدار خود را دارند، یک میخانه محلهای کوچک که بیاتریس دلربا و ژان-پول دوستداشتنی هر روز به دوستان ما خوشامد میگویند.