آندره مردی شکسته است که در جنگلی دورافتاده زندگی میکند. نیروهای طبیعت بدن او را در آغوش میگیرند در حالی که او در دنیای درونی پرشور خود غرق میشود. بین بیخوابی و رویاها، آندره از گذشتهاش آزار میبیند. او آرزو دارد خود را بازسازی کند، غم خود را درمان کند و مسئولیت اعمالش را بپذیرد. او خود را در برابر درهای قرار میدهد که باید ارواحش را در آغوش بگیرد و پوستش را تغییر دهد تا زنده بماند.