Ein Lächeln nachts um vier
فیلم یک لبخند در ساعت چهار صبح
دسامبر در هامبورگ: شهر در نور میدرخشد، مردم در بازارهای کریسمس همدیگر را ملاقات میکنند. جول در نهایت امتحان حقوقش را پشت سر گذاشته و برنامهای برای زندگی دارد. قرار است در یک سازمان غیردولتی کار کند، سپس روزی همسر و بعد بچه. در سفر شبانه به خانه از جشن تولد و فارغالتحصیلی که دوستش لکسا ترتیب داده بود، در کنار رود البه با بابانوئل ملاقات میکند. چهار سال فراز و نشیب لازم است تا هر دو درک کنند، بپذیرند و در یک زمان احساسش کنند: که زندگی بدون دیگری هرگز درست به نظر نخواهد رسید.