داستان در قرن هجدهم در روسیه اتفاق میافتد. اعترافکنندهٔ امپراتریس الیزابت، راهبی به نام لاور، به یک صومعه در منطقهای کوهستانی و تسخیرشده تبعید میشود و دانش باستانی مخفی خود را با خود میبرد. سالها بعد، امپراتریس، پسرخواندهاش آندری را میفرستد تا راهب را برگرداند. آندری به آن مکان بدنام سفر میکند و با لاور ملاقات میکند، اما قبل از اینکه بتوانند به سن پترزبورگ برگردند، باید با نیروهای شیطانی و موجودات تاریکی روبرو شوند.