خط داستانی
بین سالهای هزار و نهصد نود و سه تا نود و نه، یک مرد سی و نه مؤسسه مالی در بوداپست را به سرقت برد. بانک ها، اداره پست و حتی آژانسهای مسافرتی قربانی تبهکاری او شدند. پلیس هیچ سرنخی نداشت و امیدی به یافتن او وجود نداشت در طول شش سال فرماندهی او. تنها اثر باقی مانده در صحنه جرم بوی متمایز ویسکی بود. رسانه ها او را دزد ویسکی نامیدند. هرگز به کسی آسیب جسمی نرساند، بسیاری با اشتیاق ماجراجویی او را از طریق رسانه ها دنبال می کردند. مهاجر ترانسيلی که همچنین در یکی از بزرگترین تیم های هاکی شهر دروازه بان بود، اتيلا أمبرس نام داشت، سرانجام به عنوان «دزد ویسکی» شناسایی شد. پلیس بالاخره او را دستگیر کرده بود... یا این گونه فکر می کردند.