میلان و سوفی دو جوان بیست و چند ساله هستند که می خواهند ازدواج کنند و بچه دار شوند میلانی نقشه های جاه طلبانه ای برای افتتاح کلوپ رقص دارد و پس از تلاش فراوان به نظر می رسد موفق است اما روزی پس از ضرب و شتم به او گفته می شود که هرگز دوباره قدم نخواهد گذاشت دنیا ویران می شود تنها نه تنها جهان او