داستان درباره دو دوست است که سخت کار میکنند و در سفرهایشان پول خود را خرج میکنند تا در کشور سفر کنند. در یکی از این سفرها به طور سهوی به زوجی از عاشقان کمک میکنند تا فرار کنند و خانواده دختر فراری با خشم به آن دو نگاه میکند و سعی میکند آنها را بازگرداند تا حقیقت را بفهمد. یکی از این دو دوست عاشق دختری به نام کایال میشود که در خانه کار میکند و عشق خود را علناً بیان میکند. پس از بازگرداندن دختر فراری و اثبات این که دو دوست نقشی در فرار نداشتهاند، اجازه رفتن به آنها داده میشود. کایال به کار میافتد تا به کانیایکومری سفر کند تا با پسری که به او عشق ورزیده بود دیدار کند. باقی داستان به اتحاد آنها پس از سالها مبارزه میپردازد.