در خانه شفافشان روبه دریا، ژوئر ژو بطور دریایی قایق می کشد و آلیل نقاشی از زباله می زند. جدالی خشن در دریا. او در بیمارستان بیدار می شود و گمان می کند که او را کشته است. در همین حال، او که زنده تر از مرده است، زن و فرزندی از ژاپن را می پذیرد که از مردی که آنها را آزار می دهد فرار می کنند. به زودی ژوئر با مردی ژاپنی خشمگین و اسرارآمیز روبرو می شود... در خانه آلیل جسد روی امواج به ساحل می رسد. آیا ژوئر به مرد ژاپنی بدل شده است؟ داستانی از عشق و ارواح.