I Sell Love
فیلم من عشق میفروشم
به دلیل نیازهای مالی، دانشجوی دوره کارشناسی تختی بهینګ میگیرد و این کار را به عنوان انتخابی شخصی که ربطی به اخلاق ندارد میبیند. هرچند در آغاز احساس کمی تردید میکند اما به تدریج بیتفاوت میشود. پس از تجربه ناخوشایندِ خدمت به گروهی از مشتریان ژاپنی، قصد ترک کار را میکند، اما عاملش هَزِلناتاو را قانع میکند تا قرارداد یک حامی بلند مدت به نام چئونگ را بپذیرد. در جریان خدمت به چئونگ، احساسی ظریف میان آن دو جوانه میگردد. از سوی دیگر با رکْس، پسری با صداقت و اشتیاق روبهرو میشود. بعد از یک حادثه تصمیم میگیرد چئونگ را ترک کند و با رکْس زندگی تازهای را آغاز کند. اما درست زمانی که گمان میبرد میتواند شروعی دوباره داشته باشد، اتفاق غیرمنتظرهای رخ میدهد که به او نشان میدهد باید به چیزی که پیشتر انتخاب کرده بود، پاسخ بدهد...