The Camphorwood Custodian
فیلم نگهبان چوب کافور
اگر میدانستید که زمان زیادی برای زندگی ندارید، به چه کسی میگفتید؟ چه میگفتید؟ و چگونه پیام را منتقل میکردید؟ داستان با ریتو نائویی آغاز میشود، مردی در اوایل ۲۰ سالگی که به ناحق از کارش اخراج میشود. او که از خشم و احساس انتقام پر شده، سعی میکند دستگاه با ارزشی را از محل کارش بدزدد، اما اوضاع طبق برنامه پیش نمیرود و او دستگیر میشود. در زندان، وکیلی به طور غیرمنتظره به او مراجعه میکند و پیشنهاد میدهد که اگر به خواستههای موکل او عمل کند، او را آزاد کند. ریتو که هیچ گزینهای نمیبیند، قبول میکند و به زودی متوجه میشود که موکل وکیل، عمهاش است. وقتی ریتو به او میگوید که برنامهای برای آینده ندارد، او به او دستور میدهد: 'آنچه میخواهم این است که از یک درخت کافور نگهبانی کنی.' و بدین ترتیب نگهبانی ریتو از درخت کافوری آغاز میشود که در محوطه یک معبد قرار دارد - درخت کافوری با افسانهای مرموز مرتبط با آن...