خواهران مارفا و ناستیا بهترین دوستان هستند و نه تنها با یک مادر بدخلق کنار میآیند، بلکه با جادوهای باستانی نیز مواجه میشوند که به خاطر آنها زمستان برای چندین دهه به روستای آنها نیامده است. دختران موفق میشوند بر تمام موانع غلبه کنند، جادوگر بد را دور کنند، قلب موروژکو را ذوب کنند و همچنین عشق را پیدا کنند.