Tatlı Vatan
فیلم وطن شیرین
پس از یک سال بینتیجه در یک روستا در قایسری، جوانان روستا ناامید هستند. هوای سرد به درختان میوه آسیب زده و تابستان بیباران، برداشت را بیش از نصف کاهش داده است. دو جوان از روستا، جمیل و عثمان، فکر میکردند که نمیتوانند با نامزدهایشان، فاطماگول و شیفا، ازدواج کنند، وقتی شنیدند که سیلان، دختر حسین، یک مهاجر ترک در آلمان، به روستا میآید. جمیل و عثمان برنامهریزی کردند تا با سیلان ازدواج کنند و به آلمان بروند. اما یک طرف دیگر سکه وجود داشت—هر دوی آنها قبلاً نامزد بودند. این دو برنامهریزی کرده و به دنبال سیلان میروند، اما سیلان به ارکین، یک مهندس کشاورزی که در تلاش برای بهبود سیستم آبیاری روستا است، نزدیک میشود. سیستم آب روستا حل میشود، سیلان به آلمان نمیرود و به زادگاهش بازمیگردد.