خط داستانی
آلیسیا (۳۳ ساله)، یک آزاداندیش لیبرال متولد لهستان، به جنبش بیداری در لتونی اشغالی میپیوندد. شوهر تازهازدواجکردهاش ایلگوارس (۵۳ ساله)، مردی با تجربه از نسلی دیگر، او را به احتیاط و دقت بیشتر فرا میخواند. با حمایت یک دوست نزدیک، شاعر نورموندس (۴۰ ساله)، آلیسیا به زودی به خط مقدم انقلاب سرودها میرسد. اما در کنار اولین موفقیتها، مشکلاتی پیش میآید - آلیسیا نامهای ناشناس دریافت میکند که ایلگوارس را به عنوان یک خبرچین سابق KGB متهم میکند. پاسخ مبهم او باعث میشود که آلیسیا بخواهد حقیقت را کشف کند. او متوجه میشود که اقدامات شوهرش در KGB بر سرنوشت دوست نزدیکش تأثیر گذاشته و با انتخابی ناخوشایند مواجه میشود. در حالی که از تناقضات درونی رنج میبرد، او به کار خود برای بازگرداندن استقلال کشور ادامه میدهد و نمیتواند شجاعت لازم برای حل وضعیت را پیدا کند. آلیسیا خود را در کارش دفن میکند و ارتباط عاطفیاش با شوهرش به تدریج کمرنگ میشود.