The Glory of Life
فیلم شکوه زندگی
به خاطر قدرت عشق، آخرین سال زندگی فرانز کافکا به شادترین سال او تبدیل میشود. این نویسنده معروف هرگز نتوانسته است خود را به تجربه نزدیکی و intimacy راضی کند، او از سل و بیماری رنج میبرد و به خانواده سلطهگرش وابسته است. در تابستان ۱۹۲۳، او در استراحتگاه ساحلی گراال-موریچتس در سواحل دریای بالتیک با دورا دیامانت آشنا میشود، جایی که او در حال بهبودی است و او در یک خانه یهودی کار میکند. او مردی از دنیا است، زن ۱۴ سال جوانتر از او از شرق عمیق آمده است، او میتواند بنویسد، او میتواند برقصید. او هر دو پا را محکم روی زمین دارد، او همیشه کمی بالاتر از آن است. او واقعیتگراست، او در حالت شرطی گرفتار میشود. اما دورای با تجربه او را همانطور که هست میپذیرد. و او نیز او را میپذیرد. آنها با هم به برلین میروند و وقتی سلامت فرانز به سرعت رو به وخامت میگذارد، به یک ساناتوریم در اتریش میروند. آنها تنها یک سال با هم دارند تا زمانی که سلامت فرانز کافکا به طور غیرقابل درمانی وخیم شود. با این حال، سال مشترک آنها به آنها اجازه میدهد تا شکوه زندگی را احساس کنند.