کن مردی است که در عادات خود تغییر نمیدهد. به خوردن معتاد است، و بهداشت بدی دارد؛ مسیر زندگی او به سوی گور زودهنگام پیش میرود. با وجود کمک دوستان، او همچنان به راه خودش ادامه میدهد تا شانسی پیدا کند که انگیزهٔ لازم را به او بدهد. چاقی نگاه طنزآمیز و در عین حال تلخی به اعتیاد به غذا میاندازد؛ داستانی بیپیرایه بر پایهٔ تجربهها و نوشتههای مارک فیننی دربارهٔ این موضوع.