خط داستانی
کوواه داستان اکما، یک ماهیگیر «بیعرضه» را روایت میکند که بخت یارش نیست. در جامعهای ماهیگیری که ارزش یک مرد بر اساس مهارتش در ماهیگیری سنجیده میشود، اکما خود را در پایینترین پلۀ نردبان جامعه مییابد. او علی رغم همۀ تلاشهایش، نمیتواند با همقطارانش برابری کند که این موضوع منجر به ریشخند دائمی از سوی جامعه، و به ویژه از سوی فردی به نام نجیه که «سلطان ماهیگیران» نامیده میشود، میگردد. تنها منبع تسلی او دو دوستش، اپوسی و لیونگا، هستند. او از سرنوشت خود متنفر است و آرزو میکند ثروت بیشتری داشته باشد تا بتواند احترام بیشتری کسب کند.