این داستان دلخراش بقا بر روی رز، یک زن مازوریان متمرکز است که شوهر سرباز آلمانیاش در جنگ کشته شده و او را تنها در مزرعهشان رها کرده است. یک زن تنها هیچ دفاعی در برابر سربازان روسی که به عنوان انتقام به او تجاوز کردند، و همچنین در برابر لهستانیهای غارتگری که خود را در شرایط ناامیدکنندهای یافتند، نداشت. کمک برای رز در قالب تادئوش، یک افسر سابق ارتش خانگی لهستان، که پس از دیدن تجاوز و قتل همسرش توسط نیروهای روسی فرار کرده و در تلاش است تا هویت خود را پنهان کند، میرسد.