درد از دست دادن فرزند تنها، استنلی را به مکانی تاریک و تنها فرو برده است. ناامید و غیردلشاد، او از همسرش لیسا و عزیزانش کنار میکشد. در روزهایی که به نظر میرسد پایان ازدواج پرتنش آنهاست، همسرش هدیهای عجیب دریافت میکند؛ یک فانوس روغنی قدیمی از سرزمینی دور. همراه با فانوس پیامی اسرارآمیز و سؤالی که آنها را وادار به جستوجوی ژرفای قلبشان برای یافتن چیزی که واقعاً مهم است میکند... اگر بتوانید هر چیزی را که میخواستید بدست آورید، از شما چه چیزی را میخواستید؟